|
حرف های دل |
|
می نویسم برای تو |
سیل و بارون تگرگ می اومد از آسمون بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ من تموم قصه هام قصه ی توست یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی اره پروانه شدم که پرام سوخته شه تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پروبالم که راحت بشه خیالم دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات اینقده می گم تا خسته شم با عشق تو برنده شم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:56 توسط سایه و پلنگش....... |
با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام ندارم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذارم. چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم. دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم دارم از تو مینویسم که نگی دوست ندارم از تو که با یک نگاهت زیرو رو شد روزگارم موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتن کسی رو جز تو ندارم اسمی جز تو نمی ذارم من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست اون از غصه ی توست![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:49 توسط سایه و پلنگش....... |