|
حرف های دل |
|
می نویسم برای تو |
دلم گرفته است بر پوست کشیده ی شب میکشم چراغ های رابطه تاریکند چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست... پلنگم تو رو خدا دعوام نکنی که چرا از این چیزهای غصه دار می زنم راستی عشقم هم دیگه قراره بیاد با هم بنویسیم
من پلنگم که عاشقه عشقمم ........................... گل بی رخ یار خوش نباشد
گفته باشم من فقط عاشقه این شعر بودم که زدم



اینو می نویسم تا همه بدونن چه قد محتاجه خنده هاشم
بخونیدو بهش بگید که چه قد دوسش دارم
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکر لب گل اندام
بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد
جز نقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 17:49 توسط سایه و پلنگش....... |