تبليغاتX
حرف های دل - پاسخ

حرف های دل

می نویسم برای تو


 

به یاد فروغ عزیزم...

پاسخ

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند

هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش

پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار زداغ گناهی سیه شود

بهتر زداغ مهر نماز از سر ریا

نام خدا نبردن از آن به که زیر لب

بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

ما چه غم که شیخ شبی در میان جمع

بر رویمان ببست به شادی در بهشت

او میگشاید..که او که به لطف و صفای خویش

گویی که خاک طینت ما را زغم سرشت

ماییم...ما که طعنه ی زاهد شنیده ایم

ماییم...ما که جامه ی تقوا دریده ایم

زیرا درون جامه بجز پیکر فریب

زین هادیان راه حقیقت ندیده ایم!

آن آتشی که دردل ما شعله میکشید

گر در میان دامن شیخ افتاده بود

دیگر به ما که سوخته ایم از شرارعشق

نام گناهکاره ی رسوا نداده بود

بگذارتا به طعنه بگویند مردمان

در گوش هم حکایت عشق مدام! ما

«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق

ثبت است در جریده ی عالم دوام ما»

فروغ فرخ زاد...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 16:49 توسط سایه و پلنگش....... |



 



Design by : Night Skin












بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس